پیدا





امروز ... !!!

درخواست حذف اطلاعات

امروز یکی دیگر از حجاب های حجاب بر من آشکار شد. می دونی چیه؟ همه چیز به یک چیز ختم می شه... حجاب رعایت می کنم چون مورد آژار و اذیت قرار نگیرم. حالا من اینجا میام می گم حجاب حجاب... حجابم بد نیستا... یه وقتی اون چهار تا تار مو میاد بیرون منظورم دقیقا به اون موقع هست. اول بذار من یه مقدار جیغ بکشم و خودم رو تخلیه کنم... واقعا چه قدر امروز از حضور مریم خوشحال شدم. آخیششششششششش خب من به واقع مثل ی که تیتاپ خورده ذوق مرگم... گفتم که امروز تو فکر بودم برم مریم رو ببینم بعد یادم اومد کاشانه؟ کاشان یکی از اون ایی هست که من دوست دارم یه بار برم ببینمش... و نیز شاهرد و نیز فریدون کنار و نیز تبریز... و در آ بهار... خب از موضوع منحرف نشم. فردا هم با حاجیها کلاس دارم. خب شما آقایون محترم نمی تونید چشماتون رو درویش کنید؟ هرچند که با چیزی که تو طنز صمد و ممد دیدم، پسرا با دیدن لب های یه دختر و و نیز یک تماس کوتاه از منی که الآن در حال خوشحالی هستم هم بیشتر ذوق مرگ می شن. نمی دونم... شاید هم آقای بابک نهرینی بیش از حد اغراق می کنند... ببین... حالا من جدای از این که چادر بهم نمیاد، با اصل حجاب خیلی کار دارم. بچه بودم یه دیدم ترسیدم با حجاب شدم. این به درد نمی خوره... ولی تمام تلاشم رو می کنم تا بفهمم حجاب برای خودم چه درآمدی داره... تو عمرم پیش نیومده بود از ی بدم بیاد... عموما نکات مثبت درشون پیدا می . ولی خالا واقعا نمی تونم با دو تاشون ارتباط برقرار کنم.